تبليغاتX
افشین
نمیدانم از کجا شروع بکنم ولی میخواهم این را بگویم که انسانهای امروزی در وضعیت بحرانی به سر می برند انسانها دیگر نمی توانند ان زندگی را که پر از عشق محبت بود باز یابند و دیگر ان انسانی که زنگی خود را پر از معنا می دانست وجود ندارد اری قطعآ وجود ندارد و این درد بزرگ قرن حاضر است که جامعه نوین انرا به بار ورده است هر کسی به فکر خودش است و هیچ کس به فکر هم نوعان خود و جامعه خود نیست  اگر چه انسانها به هم وابسته هستند و مثل بدن یک انسان میمانند که باید با هم همکاری داشته باشند ولی با این حال همه به فکر پیشرفت خود هستند و  در حقیقت تلاش برای بقا است البته شاید تعدادی معدودی افراد باشند که به فکر جامعه باشند ولی این هیچ تاثیری نخواهد داشت و همچنین انسانها دیگر نمی توانند به ان چیزهایی که خودشان ساخته اند اشراف کامل داشته باشند و انرا کنترل کنند روابط های میان اعضای خانواده دیگر انقدر سست شده که میانگین صحبت و همدردی در خانواده یک رب تشخیص داده شده است ایا این در اینده برای بشریت مشکل افرین نخواهد بود ایا نباید در این مورد تامل اساسی کرد

+ نوشته شده توسط وحید ابوالحسن زاده در چهارشنبه سی ام آبان 1386 و ساعت 10:54 |