| روشهاي تحقيق در علوم اجتماعي-دكتر ساروخاني | |
|
| شناخت و شيوههاي آن 1ـ شيوههاي مبتني بر حجيت در اين صورت، دانش از طريق استناد يا مراجعه به آناني كه از نظر علمي و اجتماعي توليد كنندگان صاحب صلاحيت علم به شمار ميآيند، به دست ميآيد. اين نوع شناخت، بر شخصيتي ويژه اتكاء دارد كه شخصيت قدرتنگر خوانده ميشود. 2ـ شيوههاي مبتني بر رمز و راز احراز شناخت از اين طريق، با اتكا بر نيروهاي برين صورت ميپذيرد. به عنوان مثال، پذيرفته ميشود سحر و جادو نه تنها ساحر را داراي قدرتهايي برين ميسازد، بلكه راههاي اسرارآميزي نيز در راه كسب دانش فرا راه انسانها قرار ميدهد. 3ـ شيوههاي خردگرايانه بر اين اساس، آنچه اهميت مييابد منطق و استدلال است. شيوههاي علميScientific modes «اين شيوهها، بر مشاهده، تجربه، آزمايش و ديگر شيوههاي عيني متكي است آنانكه اين شيوه را به كار ميگيرند، دانش را عبارت از مطالعه منتظم و عيني پديدههاي تجربي ميدانند» «شناخت محصول تجربه فرد انساني با توجه به دنياي فيزيكي، زيستي و اجتماعي پيرامون اوست» Sjoberg (G)Nett ( R). "Methodology for social Research" P: 26 تسلط بر خويشتن، مهارسازي ارزشها، ذهنيت و انتظارات خويش از جمله شرطهاي دستيابي به دروازههاي شناخت علمي است. علم ، هدف و كاركردهايش: 1- توصيف پديدهها 2- مدرج ساختن ابزار شناخت و رابطه علي 3- تعيين رابطه هم تغييري پديدهها 4- تعيين رابطه كاذب 5- تكرار پذيري نتايج روششناسي ويژگيهاي روشهاي علمي 1ـ انتظام Systematization 2ـعقلاني بودن Rationality 3ـروح علمي Scientific spirit 4ـ واقعيتگرايي Realism 5ـ شك دستوري Methodical doubt مكتبها در مجموع سه نوع بينش را ميتوان برشمرد: 1) بينش آناني كه همه دانشها را يكي ميدانند. 2) بينش آناني كه بر افتراق مطلق دانشهاي طبيعي و انساني از روزنه روش تاكيد ميورزند. 3) بينش آناني كه ديدي ديالكتيك و تلفيقي دارند. 1) 2) 3) گروه اول شامل كساني است كه بر روشهاي متكي بر حس، تجربه و ادراك تاكيد دارند. عينيت و سنجشپذيري را شرط دانش ميدانند. 1) رفتارگرايان انديشه و بينش كساني را شامل ميشود كه به وقايع عيني تاكيد كردند و درصدد شناخت پديدههاي انساني همانند پديدههاي جهان طبيعت برآمدند. ابعاد ذهني و ارزشي پديدههاي انساني همانند پديدههاي جهان طبيعت برآمدند. ابعاد ذهني و ارزشي پديدههاي حيات انساني را ناچيز شمردند يا از نظر روش شناختي مورد غفلت قرار دارند. واتسن در اثر معروف خود رفتارگرايي چنين مينويسد: «بگذاريد خود را محدود به اموري سازيم كه قابل مشاهدهاند. 2ـطبيعتگرايان Naturalists الف) در هنر و ادب اين گروه پديدههاي اجتماعي و حتي انسانها را همانند پديدههاي طبيعي ميديدند. آثار صادق چوبك در ايران و اميل زولا در فرانسه ملهم از اين سبك هنري است. ب) در انديشههاي ديني طبيعتگرايان را عقيده بر اين است كه هر پديده مادي را عاملي مادي است. آنان به نفي ابعاد فرامادي حيات پرداختند. ج) در روششناسي انديشه اصحاب اين مكتب بر اين است كه: « علوم طبيعي الگوي هر نوع علميت است. بنابراين، علوم انساني نيز قواعد و معيارهاي خود را از بيرون اخذ ميكنند. 3ـمكانيكگرايان Mechanicists اين گروه سعي در تبيين واقعيت از طريق قوانين مكانيكي دارند. 1) سعي در كميتگرايي و نفي كيفيت در پديدههاي انساني و اجتماعي. 2) كوشش در تبيين واقعيت انساني با قوانين مكانيكي. 3) سادهگرايي و اجتناب از بررسيهاي عمقي و تحليلي. 4) همه واقعيت انساني را تركيبي از نيرو و حركت پنداشتن. 5) علوم انساني و علوم طبيعي را همانند و يا نزديك به هم تلقي كردن. 1) اثباتگرايان positivists اثباتگرايي عبارت است از رهيافتي فلسفي. يك نظريه يا نظام مبتني بر اين ديدگاه، بر آن تاكيد دارد كه هم در دانشهاي طبيعي و هم در دانشهاي انساني، تجربيات و پردازش منطقي و رياضي آنها تنها سرچشمه اطلاعات درست به حساب ميآيند. به نظر كنت امر مثبت داراي 5 صفت است: واقعي بودن، قطعي بودن، سودمند بودن، دقيق بودن، و آلي بودن. مكتب اثباتي جديد Neo- positivism جزيي از اين مكتب را مكتب اثباتي منطقگرا ميخوانند كه توسط مجمع وين، متشكل از دانشمنداني چون برگمن، فرانك و فايگل بسط يافت. بر اساس انديشههاي منبعث از اين مكتب، لاندبرگ و ُدد درصدد برآمدند تا هر نوع رفتار و عمل انسانها را با كاربرد شيوهها و ابزار رياضي شناسايي نمايند. 6ـ تجربهگرايي Empiricism ـ ادراك انساني سرچشمه و معيار نهايي تمامي دانش است. 7ـ انداموش انگاران Organicists اين مكتب از مهمترين و با سابقهترين جريانهاي فكري در علوم انساني است و با نامهاي گوناگون نظير قياس انداموارگي Organismic analogyيا سادهتر قياس اندامي Organic analogy و يا مكتب اورگانيك Organic School عنوان شده است كه در آغاز از طرف اسپيناس Espinas مطرح گرديد. در انديشههاي جديد، اين مكتب مخصوصاً از انديشههاي باركر متأثر است. نقد و بررسي جهات مثبت: 1- پيشگيري از جنگ فكري 2- ارج نهادن به دانش انسان از طريق تحقيق علمي 3- عينيت بخشي به تحقيقات 4- تبيين پديدهها به صورت علمي جهات منفي: 1- نفي نظريه يا تحقيق آن
2- اتكا بر منوط بر ادراك 3- كمي سازي واقعيات گروه دوم اصحاب تأويل Hermeneutics ديدگاه يا مكتب آن را شناخت از طريق تأويل يا روش تأويلي ميخوانند. خطوط اصلي اين انديشه علاوه بر توجه به ابعاد كيفي و ذهني پديدههاي انساني و درون فهمي Verstehen در نظر گرفتن بعد زمان در كار شناخت است. 2ـ تاريخگرايان Historicists آنان نيز شناخت را تابع شرايط شناختي خاصي ميدانستند و از روزنهاي خاص به پديدههاي حيات انساني مينگريستند. تاريخ دو معناي متمايز دارد: 1ـ كوششي است در جهت به حساب آوردن تمامي تجربيات انسانها و همه مقولات حيات اجتماعي در قلمرو تاريخ بر پايه دو استدلال: الف) به منظور شناخت امور جاري، بايد گذشته آنان را شناخت و هر دانشي رنگ تاريخي دارد. ب) اين گذشته را بهتر از همه از طريق تاريخ علمي كه توسط ويكو ولتر، ورنك تشريح شده است، ميتوان مورد مطالعه و بررسي قرار داد. 2ـ كوششي را ميرساند كه بر اساس آن تاريخ، در برگيرنده تمامي دانشهاي انسان است و هدف تمامي آنان پيشبيني آينده با شناخت قوانين تاريخي جهاني است. 3ـ پديدار شناسانphenomenologist اين مكتب ابتدا توسط هوسرل، در برابر مكتب اثباتيpositivism عنوان گرديد. در مكتب اخير، عينيت و ماديت وقايع اجتماعي و انساني مورد تأكيد قرار ميگيرد. در حالي كه به نظر هوسرل شناخت درست پديدههاي انساني ممكن نيست،مگر زماني كه به كنه آنان پي ببريم. بيان معروف مونرو در اين مورد اين است كه پديدههاي اجتماعي شيء نيستند، پس همچون شيء نيز قابل مطالعه نميباشند. صاحبنظر ديگر اين مكتب ماكس شلر است، به عقيده او، تا ارزشهاي جامعه شناخته نشوند، پديدههاي اجتماعي قابل درك نخواهد بود. بدينسان،پديدار شناسي نه تنها بر پيچيدگي عمق تعدد ابعاد، ذهنيت و بالاخره كيفيت پديدههاي اجتماعي تاكيد دارد،بلكه فهم جوامع يا گروههاي مورد مطالعه را نيز ضروري ميداند. اصحاب مكتب تفهمي Comprehenive school مكتب تفهمي، در برابر مكاتبي ديگر چون اثباتگرائي نحلهايست مخالف با استفاده از روشهاي علوم طبيعي در حوزه تاريخ و ساير علوم اجتماعي، و معتقد به لزوم مشاركت محقق در درك معناي ذهني كنش اجتماعي. ـ در آغاز ديلتاي بدان انديشيد. او علوم را به دو گونه تقسيم مينمود: علوم رواني و علوم طبيعي. نقد و بررسي 1ـ جهات مثبت اول ـپذيرش بعد زمان در پديدههاي اجتماعي از چند ديدگاه: الف ـ گذشته تاريخي ب ـ آينده پ ـحال و تبلور آن دوم: تاميت توجه به تاميت در راستاي بحث از بعد زماني است. سوم: جدايي دو علم. «ديلتاي» از علوم طبيعي Naturewissenschaften در برابر علم روحGeisteswissenschaften يا علم رواني ياد ميكند و آن دو را از نظز روش از يكديگر متمايز ميداند. منظورش از علوم رواني همان علوم انساني ـ اجتماعي است. جهات منفي اول ـ از سوئي با اين روش امكان شناخت در جمعيتهاي وسيع فراهم نميآيد. دوم ـ از سوي ديگر و با توجه به آنچه گفته شد، قدرت تعميم در شناخت تأويلي به شدت سقوط ميكند چگونه ميتوان با مطالعه يك واقعيت در همه ابعادش نتايج را به تمامي جامعه تعميم داد. سوم ـ در تحقيقات تأويلي با توجه به تأكيد مفرط بر ابعاد ذهني و روانشناختي امكان سقوط در شهودگرايي وجود دارد. چهارم ـ در تحقيقات تأويلي تا كيد بر ابعاد كيفي و ذهني گاه موجبات شخصي شدن دادهها و عدم روائي تحقيق را فراهم ميآورد. گروه سوم: بينشهاي كلنگر Holism اين بينش در فلسفه مخصوصاً با توجه به انديشههاي هگل، شناخت و فهم پديدهها را مستلزم آن ميداند كه كليت آن، مورد شناسايي قرار گيرد. اصحاب اين بينش بسيارند: از ديدگاهي پيروان مكتب اصالت ساخت و يا ساخت ـ كاركردگرايان Functional Structuralists در زمره انديشمندان اين حوزه به شمار ميآيند. عناصر اساسي تحقيق مفاهيم الف ـ تجريدAbstraction انسانها با ملاحظه اشياء گوناگون ميتوانند آنها را صورتي انتزاعي بخشند، در حالي كه حيوانها همواره چنين توانائي را ندارند. مانند تصور ميز. ب) تعميم Generalization انسانها ميتوانند ويژگيهاي يك پديده را باز يابند و سپس آن را به اشياء يا پديدههائي كه از نظر شكل ظاهر مانند آنان نيستند، تعميم دهند. بدين قرار ميگويند چوب و سپس ميگويند درب، پنجره، تختهسياه و... از چوب تشكيل شده يا داراي ويژگيهاي آن ميباشند. پس هنگامي كه مفهوم بيسازمان ميآيد، از هر واقعيت خاص انتزاع دارد (تجريد)، و به هر واقعيتي اطلاق ميشودكه داراي صفاتي مشخص باشد (تعميم). فرايند مفهومسازي با ارائه تعاريف صورت ميپذيرد. انواع تعاريف 1ـ تعاريف مفهومي بدان «تعريف اسمي Nominal definition نيز اطلاق ميشود. تعاريف مفهومي بايد دو صفت داشته باشند: الف ـ مفهوم بايد با كلمات ديگري به جز خود آن مفهوم تعريف شود. به عنوان مثال نميتوان گفت: انحراف اجتماعي عبارتست از عمل افراد منحرف. بلكه بايد از كلمات ديگري در راه روشن نمودن اين مفهوم سود جست. ب ـ تعريف مثبت بر تعريف منفي رجحان دارد. « به عنوان مثال تعريف هوش به اين صورت كه: پديدهايست فاقد شكل، رنگ، وزن و ... كمك چنداني در درك آن نخواهد داشت، زيرا بسياري از پديدهها چنين صفاتي دارند». تعاريف عملكردي در هر تحقيق،خواه ناخواه، بايد مفاهيم با شاخصها يا معرفهائي مشخص شود. تعاريف تحليلي واژگان هر زبان در بين همه مردم داراي يك معني نيستند تعاريف واقعي Real definitions تعريف ذاتي نيز به آن اطلاق ميشود. پوپر با الهام از انديشههاي افلاطون دو نوع شناخت را بر اساس روش آنان از هم متمايز ميكند. ذاتگرايي روششناختيMethodological Essentialism نامگرايي روش شناختيMethodological Nominalism مبحث اول با تعريف واقعي سرو كار دارد. بدين معني كه سوال ميشود كنه يا ذات پديده چيست در تعريف نوع دوم (نامگرايي روششناختي) سوال اين است كه ويژگيهاي پديده مورد نظر كدام است. فرضيه مراحل فرضيهسازيHypothesis 1ـ تهيه پيشفرضهاpresumptions از طريق منطق، مشاهده و ساير تحقيقات است. 2ـ وارسي پيشفرضها در جريان تحقيق اكتشافيExploratory و از طريق مشاهده آزاد يا جمعي Mass observation، پيشفرضها به طور سطحي وارسي ميشوند، جابجا ميشوند، تقويت ميگردند و يا آنكه به طور موقت رد ميشوند. 3ـآزمون فرضيهها منابع فرضيه «فرضيهها را ميتوان از طريق قياس از نظريهها به دست آورد، يا با مشاهده بدان دست يافت. 1ـكشف وشهود «فرضيههايي كه از كشف و شهود ناگهاني ناشي ميشود» 2ـمنطق و استنتاج 3ـ مشاهده و تجربه 4ـ تحقيقات پيشين 5ـ فرهنگ دانش انساني در چارچوب هر فرهنگ، رنگ و سبغهاي ويژه مييابد، به مسائلي خاص توجه مينمايد و زمينههاي ويژهاي نيز ميپذيرد. از اين روست كه بايد گفت فرضيههايش نيز تابع فرهنگاند، هم فرهنگ وسيع Global culture و فراگير، هم فرهنگهاي خاص و جزئي subcultures . اصول فرضيهسازي 1ـ اصل صراحت هر فرضيه بايد روشن، صريح و فاقد ابهام باشد و مفاهيم آن به دقت تعريف شده باشد. 2ـ اصل فراغت از ارزش Value freedom 3 ـ اصل دقت در تحقيقي پيرامون اثر وسايل ارتباط جمعي بر جرم جوانان، صرف گفتن اينكه وسايل ارتباط جمعي بر جرم جوانان تأثير دارد، كافي نيست. چه، اين امر مسلم است. بايد گفت، وسايل ارتباط جمعي: ـ جريان تأثيرگذاري چگونه صورت ميپذيرد؟ اصل پژوهش پذيري Researchability انواع فرضيهها 1ـ فرضيههاي وصفي Descriptive hypothesis هنگاميكه تحقيق در حد جامعهنگاري Sociography يا جامعهشناسي وصفي Descriptive sociolog است و هدف در سطح ماندن و صرفاً ارائه تصوير واقعيت است، فرضيهها نيز سطحي و به تعبير ديگر وصفي است. 2ـ فرضيههاي جهتدار Directional مانند اين كه ميزان از خودبيگانگي جوانان بيشتر از افراد مسن است. 3ـ فرضيههاي فاقد جهت 4ـ فرضيههاي چند متغيره مانند اعتماد به نفس به سن و تجربه كاري بستگي دارد 5ـ فرضيههاي ساده - خطي - غير خطي بر خلاف فرضيههاي چند بعدي، فرضيهاي است كه رابطه بين دو پديده را ميسنجد 6ـ فرضيههاي قياسي Deductive hypothesis زماني است كه فرآيند فرضيهسازي نه بر پايه استقراء Induction بلكه بر پايه قياس و استنتاج منطقي، صورت ميپذيرد. 7ـ فرضيههاي محدود Limited hypothesis شبكه دوستان ناباب در سنين حساس (15 تا 20 سالگي) ميتواند موجب سوق دادن جوان به سوي اعتياد باشد. 8ـ فرضيه عمومي 9ـ فرضيه صفر Null-hypothesis فرضيهاي است كه منكر وجود رابطه يا اثر، بين متغيرهاست. فرضيه صفر يا پوچ را نوعي از فرضيههاي آماري ميخوانند. Statistical hypothesis ويژگيهاي كلي فرضيه 1ـ فرضيه نبايد بديهي باشد. 2ـ فرضيههاي يك تحقيق نبايد با يكديگر متعارض باشند. 3ـ فرضيههاي يك تحقيق نبايد مترادف با يكديگر باشند. هر فرضيه بايد مظهر انديشهاي نو، بديع و خاص و منحصر به فرد باشد. 4ـ فرضيههاي يك تحقيق بايد از ويژگي تحقيقپذيريResearchability و آزمونپذيري Testability برخوردار باشند. متغيرها 1ـ متغيرهاي اسمي Nominal Variables 3ـ متغيرهاي مستقل independent variables 4ـ متغيرهاي وابسته، تابع يا غيرمستقل Dependnt variables 5ـمتغيرهاي كنترل Control variables 6ـ متغيرهاي كنترل شده controlled variables 7ـ متغيرهاي واسط يا متداخل Intervening variables 8ـ متغيرهاي دروني Intrinsic variables و متغيرهاي بيروني Extrinsic Variables 9ـ متغيرهاي متفرد Single variables: مانند دزدي به خاطر گرسنگي 10ـ متغيرهاي پيوسته و مجزا 11ـ متغيرهاي تصنعي يا همان كدها 12ـ متغيرهاي الگوئي pattern variables متغيرهاي الگوئي در واقع يك چارچوب مفهومي يا الگوي مرجع ميباشند كه براي شناخت كنش انساني ابداع شدهاند. مشاهده و انواع آن اهميت مشاهده مشاهده از مهمترين، طبيعيترين و پركارترين شيوهها و ابزار تحقيق است. به تعبير وب تمامي تحقيقات اجتماعي با مشاهده آغاز ميشوند و با آن نيز پايان ميپذيرند. «فرضيهها را ميتوان از طريق قياس از نظريهها به دست آورد، يا با مشاهده بدان دست يافت.«فرضيههايي كه از كشف و شهود ناگهاني ناشي ميشود»دانش انساني در چارچوب هر فرهنگ، رنگ و سبغهاي ويژه مييابد، به مسائلي خاص توجه مينمايد و زمينههاي ويژهاي نيز ميپذيرد. از اين روست كه بايد گفت فرضيههايش نيز تابع فرهنگاند، هم فرهنگ وسيع Global culture و فراگير، هم فرهنگهاي خاص و جزئيsubcultures. هر فرضيه بايد روشن، صريح و فاقد ابهام باشد و مفاهيم آن به دقت تعريف شده باشد. Value freedomدر تحقيقي پيرامون اثر وسايل ارتباط جمعي بر جرم جوانان، صرف گفتن اينكه وسايل ارتباط جمعي بر جرم جوانان تأثير دارد، كافي نيست. چه، اين امر مسلم است. بايد گفت، وسايل ارتباط جمعي: ـ جريان تأثيرگذاري چگونه صورت ميپذيرد؟Researchability به هنگام مشاهده، مطالعه مورد نظر بيواسطه صورت ميگيرد. بنابراين عناصري كه ممكن است ضريبي از انحراف يا سوگيري Bias يابند، وجود ندارند، برخي از اين سوگيريها بدينقرارند: الف) سوگيري ناشي از كلمات ب)سوگيري ناشي از پرسشگر Interviewer پ) سوگيري ناشي از گذشت زمان شاخصها Indicants الگوهاي مشاهده را تعيين ميكنند 1ـ شاخصهاي فضائي سالهاست مورنو و همكارانش فضا را به عنوان بعدي در شناخت اجتماعي مطمح نظر قرار دادهاند. آنان ميكوشند، دو نوع تصوير از يك جمع را ارايه داده با يكديگر مقايسه نمايند. بايد توجه داشت كه اين شاخص همواره در راه شناخت درست پديدههاي حيات اجتماعي كافي نيست. عوامل تخريب اين شاخص بدين قرارند. اضطرار: به عنوان مثال، در كلاسي جاي كافي نيست. دانشجويان تنگاتنگ يكديگر نشستهاند. ليك اين بدان معني نيست كه با يكديگر همبستگي تام و قلبي دارند. عادت: افرادي در جاي خاصي جاي ميگيرند. صرفاً بدان سبب كه بدان عادت كردهاند. بدون آنكه جاي آنان معناي خاصي داشته باشد يا هدف آنان از قرار گرفتن در آن ايفاد پيامي مشخص باشد. عليرغم اين عوامل، شاخص فضا در بسياري از موارد نشان از علايق، ارزشها و باورها دارد. 2ـشاخصهاي حركتي (غير بياني) Non-verbal indicantsحركات دست و بدن 3ـ شاخصهاي زباني مانند محتواي صحبت و سخن 4ـ شاخصهاي فرا زبان Extra-linguisticمانند تن صدا انواع مشاهده 1ـ مشاهده نامرئي Disguised observation 2ـمشاهده فعال Active observation زماني است كه محقق به مشاهده ساده نميپردازد. بلكه خود به كار دستكاري متغيرها دست ميزند. 3ـ مشاهده ناپيوسته Discontinuous در مطالعات طولي Longitudinal studies نظير پانل يا روند پژوهيTreend study، مشاهده، مصاحبه و يا ... به صورت ناپيوسته صورت ميگيرد. بدني صورت كه محقق نسلي cohort را در يك زمان (t) مطالعه ميكند، سپس در فاصله زماني معين مطالعه تكرار ميشود. 4ـ مشاهده مستقيم در اين صورت مشاهده در كنار واقعيت، به همراه نوسانهاي آن و توسط محقق صورت ميپذيرد. 5ـمشاهده جزئي 6ـ مشاهده ميداني مشاهده ميداني، برخلاف مشاهده آزمايشگاهي در حالت طبيعي يعني در بطن جامعه صورت ميگيرد. 7ـ مشاهده كانوني هدف تمركز مشاهده بر روي بعدي خاص از رفتار يا واحد و يا فردي خاص است. مثل توجه به نحوه خرج كردن پول دزدي. 8ـ مشاهده كلي يا آزاد 9ـ مشاهده همراه با مشاركت 10ـ مشاهده پذيرا به مشاهدهاي اطلاق ميشود كه محقق صرفاً ناظر جريان واقعيت است، بدون آنكه كوچكترين تأثيري بر آن اعمال نمايد. 11ـ مشاهده ساخت يافته و ساخت نايافته 12ـ مشاهده كنترل شده مشاهدهاي است فعال كه در آن محقق وضعيت مورد مطالعه را تحت كنترل خود درميآورد. انواع آن عبارتند از : الف ـ مشاهده كنترل شده در ميدان محقق متغيرهاي بيروني ويا دروني را مورد دستكاري قرار ميدهد. به اين معني كه با كنترل وارد كردن تدريجي آنان، واكنشها را ردهبندي كرده و رابطه دقيق بين كنش و واكنش را ميسنجد. مطالعه كوچ و فرنچ در مورد مقاومت در برابر تغيير، يكي از مهمترين مطالعات در اين زمينه است. هدف تحقيق اين بود كه بررسي شود، چرا كارگران در برابر نوآوريها مقاومت ميكنند. ب ـ مشاهده كنترل شده در آزمايشگاه بدان مشاهده آزمايشي نيز اطلاق ميشود اين نوع مشاهده از بيشترين ميزان كنترل برخوردار است. «فرضيهها را ميتوان از طريق قياس از نظريهها به دست آورد، يا با مشاهده بدان دست يافت.«فرضيههايي كه از كشف و شهود ناگهاني ناشي ميشود»دانش انساني در چارچوب هر فرهنگ، رنگ و سبغهاي ويژه مييابد، به مسائلي خاص توجه مينمايد و زمينههاي ويژهاي نيز ميپذيرد. از اين روست كه بايد گفت فرضيههايش نيز تابع فرهنگاند، هم فرهنگ وسيع Global culture و فراگير، هم فرهنگهاي خاص و جزئيsubcultures. هر فرضيه بايد روشن، صريح و فاقد ابهام باشد و مفاهيم آن به دقت تعريف شده باشد. Value freedomدر تحقيقي پيرامون اثر وسايل ارتباط جمعي بر جرم جوانان، صرف گفتن اينكه وسايل ارتباط جمعي بر جرم جوانان تأثير دارد، كافي نيست. چه، اين امر مسلم است. بايد گفت، وسايل ارتباط جمعي: ـ جريان تأثيرگذاري چگونه صورت ميپذيرد؟Researchability اين نوع تحقيق در قلمرو دانش انسان با مسائلي خاص مواجه است كه از آن جملهاند: 1ـ آگاهي انساني 2ـ محيط آزمايشگاهي 3ـ سوگيري ناشي از آزمايش كننده: هنگامي است كه محقق با پيشفرضهائي نادرست در برابر واقعيت قرار ميگيرد در اصطلاح علمي بدان خود ميان بيني ميگويند. محقق واقعيت را آن طور كه هست نميبيند بلكه از روزنه انديشهها و خواستههايش بدان مينگرد. شرايط توفيق نسبي آزمايش در زمينه پديدههاي اجتماعي، منوط به دو شرط اساسي است. الف ـ واقعگرائي آزمايشگاهي زماني است كه جريان آزمايش براي شخص مورد آزمايش طبيعي و واقعي است و احساس تصنع نميكند و در مواردي نيز به هيجان ميآيد. در اين حالت ضريب تصنع كاهش ميپذيرد و واكنشها در طبيعت و آزمايش نزديكي مييابند. ب ـ واقعگرائي متعارف «منظور اين است هك تا چه حد حوادثي كه در جريان آزمايش پيش ميآيند، به احتمال زياد در دنياي واقع نيز وجود دارند» شيوهها با توجه به مسائل خاص و شرايط، روشهاي خاصي در اين نوع پژوهش مطرح است: 1ـ طرح آزمايشي متداول (كلاسيك) R: O..............X.................O R:O.................................O 2ـ طرح چهار گروه سالومون سالومون در سال 1949 در مقالهاي تحت عنوان «بسط طرح تجربي در گروه مورد مشاهده» طرح چهار گروه با استفاده از گزينش تصادفي را مطرح ساخت. اين طرح مورد استفاده مجامع علمي بوده از لحاظ اعتبار داخلي و خارجي از ارزش بالاتري نسبت به طرحهاي قبلي برخوردار است. اين طرح در واقع از ادغام دو طرح زير تشكيل گرديده است: 1ـ طرح آزمون مقدماتي و نهائي با گروه شاهد با استفاده از گزينش تصادفي 2ـ طرح آزمون نهائي با گروه شاهد با استفاده از گزينش تصادفي
اين طرح پژوهش امتيازات خاص خود را داراست: ـ اثر واكنش را ميتوان با نتايج در آزمون بر روي گروه آزمايش ( o2 - o5) و دو گروه گواه يا كنترل ( o4 - o6) سنجيد. ميتوان به خوبي ملاحظه كرد كه متغير مستقل حتي بدون انجام آزمون نخستين يا قبلي داراي تاثير است. ـ در مطالعاتي كه سنجش پيشين در آن عملي نيست چنين طرحي سودمند است، اما مشكل اساسي آن تعدد گروههاست. 3ـ طرح آزمون بعدي فرض كنيد، ميخواهيم اثر تبليغ كالائي خاصي را بسنجيم. دو گروه مشابه بر ميگزينيم
ابعاد و عناصر طرحهاي آزمايشي 1ـ مقايسه 2ـ دستكاري متغير 3ـ كنترل اعتباري دروني بايد هر تحقيق، از جمله تحقيقهاي آزمايشگاهي، داراي اعتبار دروني باشند. اعتبار دروني تحقيق، با كنترل عوامل درونزا و برونزا ميسير است. الف ـكنترل عوامل درونزا 1ـ عامل تاريخ: تحقيقي در زمينه تاثير يك تبليغ بر روي يك ماشين صورت گيرد، ممكن است در همان زمان يكي از اين نوع ماشينها تصادفي شديد نمايد و مردم را از آن روي گردان كند. در اين صورت نميتوان گفت تبليغ بد يا اثر آن ناچيز بوده است. 2ـ عامل رشد: احتمال دارد، رشد جسماني و رواني انسانهاي مورد مطالعه بر نتايج اثر گذارد. 3ـ عامل آزمون: پاسخگويي كه يك بار به سوالهاي يك آزمون هوش پاسخ دادهاند، در بار دوم حساستر شدهاند، مهارت بيشتري يافتهاند، و معمولاً در آزمون بعدي نمرات بهتري كسب ميكنند. 4ـ عامل ابزاري پايائي ابزار تحقيق، كاربرد دقيقا يك نوع ابزار مشخص در دو برهه تحقيق از أهم وظايف است. بايد همان ضوابط يا معيارهاي آزموني نخست به كار آيند و حتيالمقدور همان پرسشگران آنان را به كار گيرند. 5ـ عامل وضعيتي بايد كوشيد تا همگني وضعيت صورت پذيرد كوچكترين دگرگوني در وضعيت و موقعيت كسب اطلاعات در دو برهه تحقيق، كار نتيجهگيري را مشكل ميسازد. ب ـ كنترل عوامل برونزا در اين مبحث به عوامل گزينشي توجه ميشود. كمپل و استنلي در اثر معروفشان «طرح آزمايشگاهي و شبه آزمايشگاهي» اين نام را برگزيدهاند. روشهاي كنترل عوامل برونزا 1ـ جورسازي: تحقق اين هدف از طريق جورسازي به دو شيوه ميسر است: الف ـ يا بايد نفر به نفر گروه گواه و آزمايش مطابقت يابند. (كه بدان جورسازي دقيق اطلاق ميشود) يعني جفت هر فرد كه در گروه گواه است در گروه آزمايش جاي گيرد. ب ـ يا بايد از طريق توزيع فراواني اين امر به انجام رسد به جاي تطبيق فرد فرد اعضاي دو گروه، ميانگين توزيع فراواني گروهها در نظر گرفته ميشود. 2ـ تصادفي سازي: چون جورسازي امر نسبتاً دشواري است، معمولاً از گزينش تصادفي و به تعداد هر چه زيادتر استفاده ميشود نبايد گزينش تصادفي را با گزينش اتفاقي و غير منتظم يكي دانست. اعتبار بروني در هر تحقيق آزمايشگاهي بايد، به تعميمپذيري دادهها توجه داشت. چند عامل مهم بر آن تاثير ميگذارند: 1ـ نمايائي جمعيت نمونه: جمعيت نمونه بايد معرف كل جامعه آماري باشد (مثلا اگر نمونهاي مركب از داوطلبان گروه گواه را تشكيل دهد، نادرست است. ـ دو گروه گواه و آزمايش بايد به يكسان نمونهگيري شوند. 2ـ واقعگرائي متعارف: منظور اين است كه موقعيت آزمايشگاهي غير متصنع، كاملاً نزديك به واقعيت وداراي فراواني لازم در زندگي روزمره باشد، تا بتوان از نتايج آزمايش در واقعيت سود جست. مصاحبه و انواع آن مصاحبه داراي شرايط، كاربردها و اهدافي به شرح زير ميباشد: الف ـ شرايط 1ـ به جلسهاي كه در آن يك نفر براي ديگران صحبت ميكند و يا مجمعي كه در آن جمعي به مذاكره پرداختهاند مصاحبه گفته نميشود. 2ـ مصاحبه به عنوان ابزار تحقيق بايد به تعامل بين طرفين مصاحبه بيانجامد. 3ـ مصاحبه پژوهشي مستلزم هدفي است كه بايد از پيش تعيين شده باشد. بنابراين صحبت دو آشنا را نميتوان مصاحبه به معناي وسيع تحقيق خواند. ب ـ كاربردها 1ـ از طريق مصاحبه ميتوان به كسب اطلاعاتي در مورد امور عيني نايل آمد 2ـ مصاحبه ميتواند اطلاعاتي در مورد عقايد افراد در اختيار محقق بگذارد 3ـ محقق ميتواند با استفاده از مصاحبه به شناخت علل رفتار و يا عقايدنائل گردد. 4ـ در مصاحبه ميتوان از اين هدف نيز پا فراتر گذارده و استعدادها و توانائيهاي رواني افراد را شناخت. 5ـ در مصاحبه ميتوان انتظارات يا آرزوها را به سنجش نهاد هدفها 1ـ در مصاحبه هدف ميتواند يك جانبه باشد، يعني، صرفاً محقق به منظور اينكه تحقيق خود را به انجام برساند، سوالاتي را مطرح ميكند و مخاطب او هدفي از اين سوال و جواب ندارد. 2ـ هدف مصاحبه ميتواند دو جانبه باشد يعني هم پرسشگر و هم مخاطب او از برخورد با يكديگر هدفي داشته باشند. 3ـ ممكن است مصاحبهاي برگزار شود و در آن مخصوصاً فردي ثالث و يا سازمان ديگري در نظر باشد. ت ـ انواع مصاحبه تحقيقي، مصاحبه درماني و مصاحبه براي سنجش توانائيها. مصاحبههاي تحقيق: 1- باز 2- نيمه باز 3- بسته
ويژگيهاي مصاحبه بسته 1ـ يكساني مفاهيم 2ـ يكساني فحوي يا زمينه 3ـ يكساني لحن 4ـ يكساني موقعيت الف ـ شرايط پيراموني چنانچه قرار است تحقيقي در زمينه وجه استادان به عمل آيد، همه جا بايد پرسشنامه در وضعيت يكساني تكميل شود. ب ـ شرايط دروني محقق بايد شرايط خاص رواني افراد مورد تحقيق را مطمح نظر داشته باشد و در آغاز كار، پرسشگران را از اين پارامتر آگاه سازد و در صورت لزوم مدلي از وضعيت رواني به دست دهد. 5ـ يكساني پرسشگران در اينجا نيز لازم به تذكر است كه پرسشگر با توجه به شرايط جامعه ميتواند در دادهها تاثير گذارد. 1- يكساني پيشينه: منظور اين است كه پاسخگويان بايد تجربه پيشين مشابهي داشته باشند. 2- مصاحبههاي كانوني: محقق محورها يا كانونهائي را در جريان مصاحبه رعايت ميكند. 3- مصاحبههاي متناوب: 4ـ مصاحبههاي ساختيافته مصاحبههاي ساخت يافته در برابر مصاحبه بيساخت و يا ساخت نايافته قرار ميگيرد، به اين معني كه اصول عملي در يك مصاحبه به دقت تعيين شده باشد. اين نوع مصاحبه از لحاظ توالي مراحل، خصوصيات پرسشگر و...به دقت برنامهريزي شده است و با مصاحبههاي آزاد به كلي متفاوت است. در حالي كه با مصاحبه بسته نزديكي بسيار دارد. انواع پرسش 1ـ پرسشهاي بسته سوالهاي بسته آزادي شخص را از بين ميبرند و افراد را مجبور ميكنند تا در جهت خاصي جواب دهند. در اين نوع سوالها هدف بررسي عقايد قاطع پاسخ دهندگان است. پرسشهاي باز همانطوري كه ملاحظه ميشود، در اين دو نوع سوال، درجه عمق پاسخها و مخصوصاً آزادي پاسخگو در بيان افكارش يكسان نيست. مشكل اساسي در طرح و استفاده از اين پرسشها آن است كه: استخراج سوالهاي باز به سختي صورت ميگيرد. تحليل آماري آنها فوقالعاده مشكل است. به سختي ميتوان آنها را يادداشت كرد. 3ـ پرسشهاي دام به پرسشهاي اطلاق ميشود كه جهت آزمون صحت پاسخها در پرسشنامه جاي ميگيرند. با استفاده از اين نوع پرسشنامه غير قابل قبول تلقي شده و يا به جهت نادرستي پاسخي طرد ميشود. 4ـ پرسشهاي چند جوابي سوال ـ چرا به كشيدن سيگار روي آوردهايد؟ 1ـ نياز جسماني بدان داشتم 2ـ از فرط تنهايي بدان روي آوردم 3ـ وسيله ديگري براي گذران فراغت نداشتم 4ـ دوستان ناباب موجب گرديدند 5- در خانواده ما معمول بود در اين نوع پرسشها، عمل استخراج براحتي بيشتر صورت ميگيرد. عمق انديشه پاسخگو تا حدودي ديده ميشود. اما اشكالات زير را هم دارا ميباشند: 1) پاسخهاي القايي است. زيرا پاسخگو با ديدن پاسخهاي موجود، در بسياري از موارد، پاسخي را كه در آغاز در نظر نداشت برميگزيند. 2) پاسخها بسته است زيرا به پاسخگو همواره امكان داده نميشود، آنچه را در ذهن دارد و در اين چند پاسخ نميگنجد عنوان نمايد. 1) مشكل ديگر از بين رفتن احتمالي رابطه تساوي بين F (فراواني) N (تعداد) است. 5ـ پرسشهاي غير مستقيم يكي از انواع اين نوع سوالها پرسشهاي فرافكن است. «آيا حاضريد دخترتان را به مردي شوهر دهيد كه قرار است در يك خانه با مادر بطور مشترك زندگي كند؟ بيانگر تنفر يا عدم تنفر از مادر شوهر است. 6ـ پرسشهاي مدرج سببي در اين نوع سوالها كوشيده ميشود تا نه تنها علل مختلف يك عمل، طرز تفكر و... شناخته شود بلكه شدت و ضعف عمل نيز به دست آيد. از اين روست كه معمولاً در برابر پرسش جدولي تهيه شده از پاسخگو خواسته ميشود تا آن را تكميل نمايد. اين نوع پرسش، همانطور كه ملاحظه ميشود، چند بعدي است، هم عوامل اصلي شناخته ميشوند، هم اولويت هر يك و هم ضريب يا شدت تاثير، استخراج دادهها نيز چندان دشوار نيست، اين نوع پرسش به دو صورت قابل اجراست: ـ با ارائه ليست عوامل: در اين صورت همان عيوبي كه براي سوالهاي چند جوابي مطرح شد اينجا نيز وجود دارد.
ـ بدون ارائه فهرست عوامل: در اين صورت، پاسخگو خود عوامل اساسي را بر پايه اولويت آنان از ديدگاه خود مينويسد و شدت آناليز آن را با علامت مشخص ميدارد. پرسشهاي اطلاعي منظورسوالهايي است كه در راه شناخت ميزان اطلاع پاسخگو از موضوع مورد مطالعه به عمل آيد. 8ـ پرسشهاي شناسائي به سوالهائي اطلاق ميشود كه درباره هويت پاسخگو مطرح ميشوند، نظير سن، جنس، تحصيل، شغل، درآمد، وضع تأهل و ... پرسشهاي جهت بخش منظور سوالهائي است كه مخاطب را در جهت خاصي هدايت كند. اين نوع پرسشها، به طور طبيعي دستيابي به انديشه پاسخگو را ميسر نميسازند. صور گوناگوني دارند و عواملي موجب جهت بخشي آنها ميشوند: الف ـ هاله كلامي: مشهدي علي خدمات برجستهاي به روستاي ... كرده است. آيا شما با عضويت او در شوراي روستا موافقيد؟ ب ـ هاله نام: بايد گفت يكي از مهمترين فوايد آن (براي طراحان اين نوع پرسشها) استفاده از اثرهاي بازگشتي سنجش افكار عمومي است. امروزه همه ميدانند كه نتايج حاصل از سنجش زماني كه توسط مطبوعات و وسايل ارتباط جمعي پخش ميشود، خود در جهتگيري افكار عمومي تأثير ميگذارد. 10ـ پرسشهاي ويژه سوالاتي كه در راه كنترل، تصحيح پرسشنامه و يا تكميل ديگر اطلاعات طرح ميشوند و به خودي خود مفهومي ندارند. 11ـ پرسشهاي تعيين صلاحيت سوالهائي كه امكان يا عدم امكان تكميل پرسشنامه از جانب پاسخگوئي خاص را تعيين ميكند. به عنوان مثال، چنانچه در ارودگاهي با معتادان گوناگون، تحقيق درباره معتادان به هروئين صورت گيرد، در آغاز سوال ميشود: آيا شما به هروئين معتاد هستيد؟ چنانچه پاسخ منفي بود، از تكميل پرسشنامه توسط او خودداري شود. طبقهبندي پرسشها با توجه به موضوع آنان الف ـ سوالهاي رفتاري: مانند پرسش در مورد نحوه گذران اوقات فراغت ب ـ پرسشهاي مرتبط با طرز تلقيها در اين سوالها، شناخت عقايد و نظرات پاسخگويان، مطمح نظر قرار ميگيرد. مانند تا چه حد با اشتغال خانمها موافقيد؟ سوالهاي آرزوئي مانند دوست داريد در چه سني ازدواج كنيد؟ ـ زماني كه درباب يك موضوع (مثلاً اشتغال زن) رفتار را به سنجش نهاديم (ميزان زنان شاغل، نوع شغل، زمان صرف شده و ...) عقايد نسبت به پديده را نيز تحليل كرديم، درصدد برميآئيم در مورد انتظارات و آرزوها نيز تحقيق كنيم. پرسشهاي پيشنهادي به هنگام تحقيق درباره يك پديده يا معضل اجتماعي ميتوان از اين نيز فراتر رفت و پيشنهادات پاسخگويان را نيز به سنجش نهاد. «حال چه پيشنهادهائي براي حل مشكلات عبور و مرور در شهر تهران داريد؟ ساختدهي و تنسيق پرسشنامه در مورد نحوه جريان پرسشها در يك پرسشنامه دو شيوه متمايز وجود دارد: 1ـ شيوه قيفي 2ـ شيوه قيفي وارونه ساخت پرسشنامه به دوصورت تحقق ميپذيرد. 1ـ طرح منفرد كه بر اساس آن هر سوال در ارتباط متقابل با سوالهاي همسايه خواهد بود. 2ـ طرح خوشهاي Cluster كه بر اساس آن،خوشه يا گروههاي پرسش با يكديگر ارتباط مييابند و پرسشنامه به چند فصل تقسيم ميشود. سوگيري ناشي از پرسشگر تاثير پرسشگر بر روي نتايجي كه از پرسشنامه حاصل ميشود، قابل ملاحظه است. گذشته از متغيرهاي حساس هر جامعه (نژاد در بعضي و سن و جنس در بعضي ديگر) ويژگيهاي اجتماعي پرسشگر نيز داراي تاثيرند و اين از آن رو است كه «پاسخگو پرسشگر را به عنوان عضوي از يك گروه اجتماعي معين تلقي ميكند» بنابراين، رفتاري شبيه به آنچه تصور ميكند در قالب رفتاري پرسشگر ميگنجد، ارائه ميدهد. صور يا راههاي اجراي پرسشنامه تكميل پرسشنامه از اين ديدگاه با سه صورت امكانپذير است: ـ از طريق گفتگوي مستقيم با مخاطب كه بدان مصاحبه حضوري اطلاق ميشود. ـ از طريق ارسال با پست كه بدان پرسشنامه پستي اطلاق ميشود. ـ از طريق تلفن كه بدان مصاحبه تلفني اطلاق ميشود. 1ـ مصاحبه حضوري 2ـ پرسشنامه پستي Mail questionnaire الف ـ جهات مثبت ـ فقدان سوگيري ناشي از پرسشگر: ـامكان اخذ پاسخهاي سنجيده ب ـ جهات منفي ـ تعويق و حجم كم پاسخها: ميزان معمول پاسخها در تحقيقهاي عادي 95% است در حالي در پرسشنامه پستي به 20% تا 40% تقليل مييابد. انگيزش ناچيز: ابهام و فقدان شاخهاي فرا زبانExtra – linguistic : ابهام، عدم اطمينان، كاستي در جمعيت نمونه 3ـ مصاحبههاي تلفنيTelephone interviews اين نوع تحقيق ميتواند با سرعتي زياد صورت پذيرد اما مشكلات خاص خود را داراست، نظير: دشواري تأمين نمونهاي درست، امكان ناچيز ايجاد انگيزش مطلوب با ذكر هدفهاي تحقيق و ...آنچنانكه در سازمانهاي ارتباط جمعي بايد صورت گيرد كاربرد اين روش اجتناب ناپذير است. ـ پوشش تكنولوژيك: چه ميزان از مردم امكان دريافت اين برنامه را داشتهاند؟ يا به عبارت ديگر برد امواج تا چه حد است؟ ـ پوشش عملي: چه ميزان از مردمي كه زير پوشش تكنولوژيك قرار داشتهاند، به اين برنامه توجه نمودهاند؟ پوشش واقعي: چه ميزان از مردمي كه هم از نظر فني امكان گرفتن اين برنامه را داشتهاند، هم به آن روي آوردهاند دقيقا آن را استماع نمودهاند. ارزيابي سه شيوهمصاحبه
1ـ زمينهيابي در راه تهيه پرسشنامه، بايد ميان مردم رفت. با ويژگيهاي، زبان و عادات مردمي كه بايد به تكميل پرسشنامه پردازند، آشنا شد. 2ـ طرح نخستين ملاحظه شود آيا اين ابزار در مورد اين جمعيت ميتواند به كار آيد. 3ـ آزمون پيشين pretest بايد ديد آيا: ـ اين ابزار در راه تحقق اهداف مطالعه مورد نظر اين تحقيق مفيد است. ـبا توجه به نوع جمعيت و ويژگيهاي خاص آن، ميتواند به جمعآوري دادههاي درستي منتهي شود؟ ـ اجزاء دروني آن (نظير كلمهها و ....) به خوبي مورد فهم قرار ميگيرند؟ 4ـ طراحي نهائي اصول اساسي 1ـاصل صراحت: هر واژه بايد در نهايت سادگي، صراحت و اجتناب از هر نوع ابهام تهيه و مطرح گردد. 2ـ اصل بيطرفي: بايد محقق تا سرحد امكان از ارزشهاي خود بكاهد و همواره بكوشد تا هر پرسش بازتابي از ذهنيت خاص او نباشد. 3ـ اصل اختصار: بايد همواره اختصار پرسشنامه را مد نظر قرار داد. هر كلمه در مراحل مختلف (در تهيه، تايپ، اجراء، استخراج و... ) هزينههاي بسياري پديد ميآورد. پرسشنامه طولاني پاسخگو را خسته ميكند، از حساسيت پاسخ ميكاهد و در نهايت اعتبار غائي تحقيق را كاهش ميدهد. اصل تميز: پرسشنامه بايد چنان تنظيم شود كه عناصر تشكيل دهنده هر سوال به درستي از يكديگر تمايز يابند. به عنوان مثال، چنانچه سوال شود: در مقابل صهيونيسم، سياهان و مردم شمال آفريقا، چه نظراتي داريد؟ 5ـاصل همگني: اين اصل در تمامي موارد، مخصوصا در پرسشنامههاي ميزان شده بايد رعايت شود بنابراين بايد همه كلمات و جملهها براي مخاطب يك معني داشته باشد. همينطور بايد وضعيتهاي تكميل پرسشنامه يكسان باشند. همانطور كه بايد لحن پرسشگران همواره يكسان باشد. روشهاي اسنادي در روشهاي تاريخي كاربرد اين ابزار اهميت بيشتري دارد. روشهاي اسنادي در زمره روشها يا سنجههاي غير مزاحم Unobtrusive measures و غير واكنشي به شمار ميآيد. به هنگام كاربرد روشهاي اسنادي اطلاعات موجودند علاوه بر آن، اين روشها از مشكلات بزرگي كه در تحقيقات آزمايشي يا حتي مصاحبه پيش ميآيد مبري هستند بعضي از اين مشكلات بدين قرارند: 1ـ اثر خوك آزمايشگاهي Guinea pig effect « فرآيند سنجش در تحقيقات آزمايشي ميتواند بر نتايج تحقيق اثر گذارد. چنانچه انسانها احساس كنند همانند خوكهاي آزمايشگاهي مورد آزمايش قرار گرفتهاند و بايد بر مخاطبين (آزمايشگران) اثر نيكو بر جاي گذارند، يا اينكه اگر روش جمع آوري اطلاعات چنان باشد كه جوابهائش را القاء كند يا تمايلي را در پاسخگو برانگيزد كه از قبل نداشت، ابزار سنجش نتايج آزمايشي را منحرف خواهد ساختSelltiz ( c) etal: "Research Methods in social relation", p: 97. » 2ـ انتخاب نقشهائي خاص پاسخگويان در شرايط آزمايشگاهي، از طبيعت و جريان طبيعي رفتار و انديشه فاصله ميگيرند. «افراد مورد تحقيق در شرايط آزمايشگاهي تمايل مييابند، نقشهائي خاص و ويژه برگزينند» يعني در هر حال از واقعيت فاصله يابند. 3ـ سنجش محرك يا عامل تغيير در بسياري از موارد، سنجش خود، موجبات دگرگوني در انديشه و رفتار را فراهم ميسازد. 4ـشيب پاسخ پاسخگويان بيشتر تمايل مييابند طرز تلقي اظهار شده در يك جمله را در پرسشنامه تأييد كنند تا اينكه با آن مخالفت ورزند. زمينهها در اين حال، محقق چند اصل اساسي را به عنوان اصول بديهي يا ثابت ميپذيرد و ضمن استفاده از اسناد و مدارك به عنوان ابزار شناخت با مسائلي چند مواجه است: اصول ثابت: 1ـ شناخت تاريخي با زندگي اميران و حاكمان زمان به انجام نميرسد، بلكه حيات آنان را نيز در درون مجموعهاي تام بنام جامعه شناخته و تحليل ميشود. 2ـ شناخت تاريخي با تاريخ نگاريHistoriography متفاوت است، چه شناخت تاريخي زماني صورت ميبندد كه از نگارش و توصيف ساده حوادث فراتر رويم، از سطح بگذريم و به ا عماق دست يابيم و اين خواست زماني تحقق ميپذيرد كه شبكه علي Causal network پديدهها را بازيابيم، توصيف Description را به مرزهاي تبيين Explanation اعتبار، روائي و احتمال صدفه 1ـ اعتبار ميزان دقت شاخصها و معيارهائي است كه در راه سنجش پديده مورد نظر تهيه شدهاند. الف: اعتبار صوري منظور از اعتبار صوري ميزان توافق متخصصان يك امر در رابطه با يك شاخص با معيار است. ب: اعتبار تجربي در راه شناخت درستي كار تحليل محتوي، ميتوان از شيوههاي ديگري نيز سود جست و آن استفاده از يكي از انواع اعتبار تجربي، به نام اعتبار پيش بيني ميباشد. بدين سان، براي شناخت و سنجش ضريب اعتبار ميتوان نتايج تحقيق را با دادههائي متقن و شبهه ناپذير مقايسه نمود. 2ـ روائي Reliabilit در كار هر تحقيق، مخصوصاً در صورت استفاده از تحليل محتوي، شناخت و سنجش روائي حائز اهميت است. منظور اين است كه ببينيم آيا ابزار سنجش داراي ويژگي تكرارپذيري هست؟ ـ از ضريب ثبات يا پايائي بهرهمند باشد. يعني در صورت تكرار، نتايج مشابه بدست دهد پس بايد معيارها به صورت همساز به كار آيند. يعني در جريان تحقيق هر اقدام در زمانهاي مختلف به صورتي يكسان صورت پذيرد. آزمون ـ آزمون مجدد اين شيوه به دو صورت اعمال مي يابد: 1ـ توسط همان محققان با فاصله زماني 2ـ توسط محققان ديگر در اين صورت از يك فرد يا گروهي ديگر خواسته ميشود همان متن را بار ديگر مورد تحليل قرار دهند، درجه توافق يا مخالفت، در دو آزمون احتساب ميشود | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
+ نوشته شده توسط وحید ابوالحسن زاده در شنبه سی ام آذر 1387 و ساعت
12:42 |


